سديد الدين محمد عوفى

37

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

عفو كردم و از مال خودت آزاد كردم . غلام گفت : مىفرمايد : و اللّه يحب المحسنين گفت : چهارصد « 1 » درمت بخشيدم تا بدان اسباب « 2 » معيشت خود مهيا كنى . و آن كرم و عفو از خاندان نبوت بديع و غريب نيست ، و اللّه اعلم حيث يجعل رسالاته « 3 » . [ مأمون عامل ولايت اهواز را عفو كرد كه گفته بود مبادا فرداى قيامت ترا همچون من در محاسبه كشند و عقوبت كنند ] حكايت ( 3 ) آورده‌اند كه امير المؤمنين مأمون « 4 » مر احمد عروة را از عمل ولايت اهواز معزول كرد و بفرمود تا او را پيش تخت خلافت « 5 » آوردند . و چون حاضر شد او را در پايگاه « 6 » بداشت . امير المؤمنين زبان به عتاب « 7 » او برگشاد و آنچه كرده بود از اجرام و تقصيرات برمىشمرد . احمد گفت : يا امير المؤمنين ، فرداى قيامت همچنين امير المؤمنين را « 8 » در موقف محاسبه بخواهند داشت و اعمال و اجرام او برخواهند شمرد ، چه دوستر دارد « 9 » كه در حق او « 10 » چه فرمايد ؟ مأمون گفت : عفو . احمد گفت : پس در حق من همان فرماى . مأمون گفت : فرمودم . به سر عمل خود باز رو كه از تو عفو كردم . و « 11 » صاحب فرمان بايد كه آن روز جزا فراموش نكند ، چون خايفان را در موقف عتاب پيش او بازدارند از ايستادن روزشمار بينديشد « 12 » تا به « 13 » خلعت عفو و حليت تقوى آراسته باشد . [ عفو كردن مأمون فضل ربيع را ] حكايت ( 4 ) در آن وقت كه مأمون مرفضل ربيع را بگرفت و بعد از آن كه قاصد جان او بود او را خلعت آزادى پوشانيد « 14 » به سمع او رسانيدند كه فضل ، امير المؤمنين را از پس بد مىگويد « 15 » و سخنان شنيع به هر موضع بر

--> ( 1 ) مپ 2 : پانصد . ( 2 ) مپ 2 - اسباب . ( 3 ) مپ 2 - حيث يجعل رسالاته ( 4 ) مپ 2 - مأمون . ( 5 ) مپ 2 - خلافت . ( 6 ) مپ 2 : موضع عتاب ( 7 ) مپ 2 : به عبارت . ( 8 ) متن - را . ( 9 ) مپ 2 : دارى . ( 10 ) مپ 2 : تو . ( 11 ) متن و مج - و . ( 12 ) متن : جزا فراموش نكند . ( 13 ) متن - به ( 14 ) مپ 2 و مج + و . ( 15 ) مپ 2 : عنت مىكند .